السيد الطباطبائي
217
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
عالَم ، و نياز برخى از اجزاء به برخى ديگر ، و سازمان نظاممند برخى با برخى ديگر ، همگى دلالت دارند بر واحد بودن تدبير كنند شان . . . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : آن چه خود امام ( ع ) در وصف اين دليل ، فرموده اين است كه « اين دليل اولِ ادلّه ، است » يعنى نزديك ترين دليل است بر ما وقتى كه مى خواهيم با استدلال بفهميم . اما قوى ترين دليل ، بودنش ، كه ( مجلسى ) رحمه الله گفته است ، ( معلوم نيست ) . شايد در اين زمينه دليل قوى ترى باشد گرچه به فهم ما دور تر باشد . چنان كه در جاى خود بيان شده است . بررسى : 1 - قرآن و اهل بيت ( ع ) در تعريف خداوند ، هميشه « تعريف سلبى » آورده اند : لم يلد ، لم يولد ، لم يكن له كفواً احد ، لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ، شيئ لا كالاشياء ، تعالى عن . . . ، سبحان عن . . ، اكرم من ان . . ، اكبر من ان يوصف ، و . . . و هرگز تعريف ايجابى نياورده اند مگر در موارد نادر كه امام ( ع ) خواسته است طرف را بر اساس سبك خودش ملزم كند . زيرا خداوند هيچ صفتى ندارد كه بر او بار شود . هر ايجاب ، حمل « 1 » و بار كردن يك صفت است بر « شيئ مورد تعريف » . و هيچ چيزى بر خداوند متعال ، حمل و بار نمى شود . زيرا هر حملى و هر بارى با « تركيب » ملازم است و خداوند مركّب نيست « 2 » . ارسطوئيان ، اساساً تعريف سلبى ندارند . نه دربار خدا و نه دربار هر چيز ديگر . و لذا خداى شان در همان گام اول بحث ، مىتواند « مصدر » يعنى قابل تجزيه و مركّب باشد ( به شرحى كه در اين دفتر ، و نيز در نوشته هاى ديگر توضيح داده ام ) . 2 - قرآن و اهل بيت ( ع ) دربار خداوند متعال ، تنها يك قضيه و گذار ايجابى دارد : خداوند هست .
--> ( 1 ) - همانطور كه همگان از آن جمله ارسطوئيان ، به هر قضيه ايجابى « قضى حمليه » مى گويند . ( 2 ) - پيش تر گذشت كه : خداوند وصف و صفت ندارد .